تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان


می دونید مرد کیه؟

اونیکه وسط جمعیت داد زد

همه بخوابید رو زمین

بعد خودش ایستاده بود

تا تروریست ها رو بزنه

یه عده بهش میگن مزدور...!

جیره خور حکومت

بسیجی!


بنت الحسین ... ۹۷-۶-۳۱ ۰ ۱ ۱۴

بنت الحسین ... ۹۷-۶-۳۱ ۰ ۱ ۱۴





بنت الحسین ... ۹۷-۶-۳۰ ۰ ۱ ۲۰

بنت الحسین ... ۹۷-۶-۳۰ ۰ ۱ ۲۰



بنت الحسین ... ۹۷-۶-۲۹ ۳ ۲ ۲۰

بنت الحسین ... ۹۷-۶-۲۹ ۳ ۲ ۲۰


نمی خوام براتون روضه بخونم اما

داشتم به این فکر میکردم که پارسال حوالی همین روزا که تشیع شهید حججی بود

به واسطه اون داعشیای خدا بگم چیکارشون کنه ، خیلی اتفاقی عکس اون بزرگوار پس از شهادتشون توسط یک عدد آدم مردم آزار به دستم رسید

خدا شاهده تا لود شدنش قلبم اومد تو دهنم

به ثانیه نکشید

اونقدر اون صحنه وحشتناک بود که گوشیم رو پرت کردم اون ور اتاق

بعدش تمام وصف حالم همین جمله شد:

آه

عکسی ز شهیدی همه اعصاب مرا ریخت بهم

زینب تو سر نعشه برادر چه کشیدی؟

#امان_از_دل_زینب


پ.ن ۱: تسلیت میگم ایام رو

ان شاالله که عزاداری هاتون مورد قبول حضرت حق باشه و تو این شبا حاجت روا باشید

پ.ن ۲: علامه امینی صاحب کتاب الغدیر شب و روز عاشورا مدام برای امام زمان عج صدقه کنار می‌گذاشتند و می فرمودند : امشب قلب امام عصر عج در فشار است...

عزیزان صدقه فراموشتون نشه :)

پ.ن ۳: بیانی های گل و گلاب بازم تاکید میکنم سخنرانی ای رو که تو پست ویژه ماه محرم گذاشتم حتما گوش بدین و یا حداقل تو باز نشرش شریک بشین

پ.ن ۴: خیلی خیلی التماس دعا .....:)


بنت الحسین ... ۹۷-۶-۲۸ ۳ ۳ ۱۸

بنت الحسین ... ۹۷-۶-۲۸ ۳ ۳ ۱۸





بنت الحسین ... ۹۷-۶-۲۸ ۰ ۰ ۱۳

بنت الحسین ... ۹۷-۶-۲۸ ۰ ۰ ۱۳


کاش این روزا یه جوری تغییر کنیم که بعدها

بگیم همش از محرم اون سال شروع شد...


بنت الحسین ... ۹۷-۶-۲۸ ۲ ۰ ۲۲

بنت الحسین ... ۹۷-۶-۲۸ ۲ ۰ ۲۲





بنت الحسین ... ۹۷-۶-۲۷ ۱ ۱ ۱۶

بنت الحسین ... ۹۷-۶-۲۷ ۱ ۱ ۱۶


نشستم روی کاناپه و زار زار گریه کردم

همش به این فکر میکردم که چی شد به اینجا رسیدم، یه ارتباط غلط و بی دلیل!

توی همین فکرا بودم که کیوان زنگ زد

_الو

+الو سلام

_سلام خوبی؟

+خوبم

_دارم میام خونه چیزی نمی خوای؟

+نه...منتظرتم بیا!

_باشه ، خداحافظ!

یه بغض و خشم خاصی توی  صداش حس کردم ، نمیدونم چرا ناخوداگاه تنم لرزید!


افشین شاکی شده بود ، میگفت : گفتی از علاقه حرف نزن گفتم چشم!

اما الان تا می خوام حرفی بزنم ، خداحافظی میکنی میری...!

هر سری یه بهانه آوردم براش

بهش نگفتم می خوام برای همیشه از مجازی برم چون میترسیدم با حرفاش وسوسه ام کنه...!

بالاخره موفق شدم تایم رو به یک ربع برسونم

با خودم اتمام حجت کردم که فردای اون روز همه حرفام رو برا افشین تایپ کنم و تمام...

بلاخره روز موعود فرا رسید ؛ شروع کردم به تایپ کردن...!





بنت الحسین ... ۹۷-۶-۲۷ ۰ ۱ ۱۱

بنت الحسین ... ۹۷-۶-۲۷ ۰ ۱ ۱۱


۱ ۲ ۳ ... ۸ ۹ ۱۰